راهی ساده برای بد بختی
 
         

راهی ساده برای بد بختیچطور زندگی‌ات را تباه کنی؟!

به همه کس حسادت کن و غصه ی همه‌چیز را بخور. به عنوان مثال، باغچه ی همسایه بهتر از مال توست؟ این احتمال را فراموش کن که آن‌ها بیشتر کار کردند و به آن رسیدند و آبیاری‌اش کردند و کود دادند. اصلا نباید منطق در مرام تو باشد. صرفاً این حقیقت که باغچه ی همسایه عالی و زمردین است، به حد کافی‌ جای غصه خوردن دارد. باز هم غصه بخور که همسایه‌ات اتومبیل آخرین مدل دارد ولی مال تو قدیمی است. اصلا به این مورد توجه نکن که او سال‌های بیشتری کار کرده و زحمت‌ کشیده و تازه، به دانشگاه هم رفته و مدرک گرفته و به همین دلیل شغلش بهتر از شغل توست. همین که او اتومبیلی بهتر از اتومبیل تو دارد، جای حسادت دارد.

در واقع هر چیز خوبی را در زندگی‌ات فراموش کن. فکر و ذکرت فقط معطوف به چیزهایی باشد که دیگران دارند و تو نداری.
راستی، بچه ی آن خانم وارد دانشگاه‌ شده چون مادرش ساعاتی طولانی صرف درس او کرده در حالی که تو آن موقع خر و پفت هوا بوده ! آن بچه حالا به دانشگاه می‌رود در حالی که بچه ی تو تازه دارد با فلاکت دبیرستان را تمام می‌کند! دلایل زیادی برای حسادت وجود دارد، مخصوصا حالا که خودمان می‌دانیم کسی که مثل تو نباشد، به طور کلی بازنده است.شغل شوهر آن زن پول سازتر از شغل شوهر توست. فکر کن وقتی می‌خواهی از جایی شروع کنی، تقریبا همیشه چیزی برای حسادت کردن وجود دارد و اصلا هیچ چیز نیست که بتواند تو را خوشحال کند. فقط سرت را در لاک خودت فرو کن و غصه بخور و اصلا هم از این کار دست برندار. آن قدر حسادت کن تا خسته شوی.حسادت کردن سمی بی‌نظیر است و اگر هر روز به‌طور مرتب مصرف شود، می‌تواند هر چیز خوب را در زندگی‌ات تباه کند. بنابراین ... فراموش نکن که دقیقه به دقیقه از آن مصرف کنی! حسادت می‌تواند روز آفتابی را به روزی ابری تبدیل کند و احساس آرامش را به خشم و عصبانیت، و آخرین راه برای اطمینان خاطر از این که تو و تمام اطرافیانت در هر ثانیه به میله ی الکترونیکی اضطراب متصل هستید و گمان می‌کنم بد نیست به تو بگویم این راهی قطعی است و تو وظیفه داری از هر راهی شده حسادت کنی چرا که وقتی به حد کافی مورد برای حسادت کردن داشته باشی، به سم دیگری نیاز نداری.نویسنده : نفیسه معتکف

ارسال شده توسطمدير در تاریخ سه شنبه 12 شهريور 1387 - 12:54:26

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
کلیدهای طلایی برای داشتن یک زندگی متفاوت
 
         

درس های کلاس جبرکلیدهای طلایی برای داشتن یک زندگی متفاوت

روزانه 10تا 30 دقیقه قدم بزنید و در هنگام قدم زدن لبخند را فراموش نکنید. این کار بهترین داروی ضدافسردگی است.حداقل 10دقیقه در روز با خود خلوت کنید، اگر لازم شد یک قفل بخرید.با استفاده از ویدیو برنامه‌های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه‌تان را ضبط کنید، تا بیشتر بخوابید.
صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید این جمله را کامل تکرار کنید: «امروز قصد دارم که ...»
امسال بیشتر، از سال پیش به تماشای فیلم‌های سینمایی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.
زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید این کارها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله‌تان را فراهم می‌کنند.
با افراد بالای 70 سال و زیر6 سال اوقات بیشتری صرف کنید.از غذاهایی که از گیاهان و درختان به دست می‌آیند بیشتر استفاده کنید، و کمتر از مواد غذایی که در کارخانه‌ها تولید می‌شوند، مصرف کنید. چای سبز و مقادیر بسیار بیشتری آب بنوشید. تمشک، غذاهای دریایی، کلم بروکلی، بادام و گردو مصرف کنید.
تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وا دارید.
از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را غبار رویی و مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه‌ای وارد زندگی‌تان شود.انرژی پرارزش‌تان را بر سر شایعه‌سازی، هیولاهای انرژی‌خوار، مسایل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا چیزهایی که کنترل بر آن ندارید هدر ندهید. در عوض انرژی‌تان را صرف لحظه‌ ی مثبت فعلی کنید.درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجایید تا بیاموزید، تا همه ی امتحان‌های‌تان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از این دوره ی آموزشی‌اند که درست مثل کلاس درس جبر می‌آیند و می‌روند، منتها درس‌هایی که از این کلاس فرا گرفته می‌شوند عمری با شما باقی خواهند ماند.

ارسال شده توسطمدير در تاریخ سه شنبه 12 شهريور 1387 - 12:51:31

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
پازلی که همه باید بسازند!
 
         

پازلی که همه باید بسازند!

خدایا!من آموخته ام با تو بودن چه قدر آسان است.
خدایا!من آموخته ام در کنار تو بودن یعنی همه چیز.خدایا!من آموخته ام با یاد تو بودن یعنی اندیشیدن در عمق.خدایا!من آموخته ام تو را صدا کردن یعنی آرامش خاطر.خدایا! کمکم کن تا بیاموزم این زندگی را که تو به من هدیه کرده ای، شاداب تر و سالم تر بسازم.خدایا! من آموخته ام که در هر لحظه به درگاه تو نیایش کنم و شکر گزار دریای بی کران رحمت تو باشم.من آموخته ام که در درون لحظه ها زندگی کنم، نه برای لحظه ها و حتی به دنبال لحظه ها بروم.من آموخته ام که به خود نگاه کنم و از عقل بی کرانم استفاده نمایم و عشق را در خود و دیگران ببینم و زندگی را یک راز بدانم زیرا به دنبال راز رفتن، به من زیبایی می دهد.
من آموخته ام که زندگی مانند یک پازل است که به موقع باید قطعه های آن را کنار هم بگذارم و در نهایت از شاهکاری که در حال ساختن آن هستم، لذت ببرم.
این پازل، مال من است و منحصر به فرد است از تولد تا مرگ.من خودم را با خود، مقایسه می کنم چون پازل من با دیگری فرق دارد حتی با فرزندم، همسرم، اطرافیانم و انسان های دیگر.مسأله های دوران زندگی ام که تا به امروز گذشته  و قطعه های پازل آن را چیده ام، در زندگی ام نقش بسته است، پس نمی توانم همان پازل را برای دیگران و حتی برای فرزندم بخواهم، چون با تولد فرزندم در پازل زندگی ام، او هم دارای یک پازل می شود و هرچه این پازل توسط اطرافیان، کم تر دستکاری شود، او با رشد خود و تصمیم به موقع و برخوردار بودن از خلاقیتش، پازل زیباتری نسبت به زمان خود می سازد و از شاهکار خود لذت می برد. چون در درون لحظه ها می تواند با فکر خود و انتخاب صحیح قطعه ها حتی با کم ترین اشتباه، شاهکار زندگی زیبایش را بسازد.این شاهکار به طور دقیق مشخصه ی تعهد ریشه دار و پایدار اوست که باعث می شود بر زندگی تسلط یابد. در حقیقت، من با آموختن زندگی زیبا و خود را عامل حرکت دانستن، قطعه های پازل را کنار هم می چینم. در واقع صحیح چیدن قطعه هاست که مرا ساخته و پرداخته می کند.بگذارید داستانی از دو برادر دوقلو برای تان بگویم:دو برادری که یکی در فقر و اعتیاد و دیگری در تحصیلات، ثروت و زندگی زیبا به سر می بردند، در یک مصاحبه از آنان سؤال شد که عامل بدبختی و خوشبختی شما چه بوده است؟اولی گفت پدرم، دومی گفت پدرم.در حقیقت، پدر آنان، یک فرد فقیر و معتاد بود.اولی با مقصر دانستن پدر و سرزنش خود و دیگران، پازل پدر را تکرار کرد.ولی دومی با اراده ی خود و عدم مقصر دانستن فردی، پازل منحصر به فرد خود را نقش بست.
آدمی، زندگی پیش ساخته نیست. این تو هستی که با توکل به خدا و چیدن به موقع قطعه های پازل، زندگی هدفمند خود را نقش می بندی و از وقایع و بحران های زندگی، جرأت، شهامت، صبوری و پذیرش را می آموزی.
ماهنامه شادکامی وموفقیت /دکتر حمیدرضا ترابی متخصص بیماری های مغز و اعصاب

ارسال شده توسطمدير در تاریخ سه شنبه 12 شهريور 1387 - 12:48:03

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
تقدیر مجلس از ساعی و محمدی
 
         

تقدیر مجلس از ساعی و محمدی

عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی ایران گفت: ‌نمایندگان مجلس از قهرمانان المپیك 2008 پكن تقدیر می‌كنند. حمیدرضا حاجی‌بابایی نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با فارس افزود: مجلس شورای اسلامی از هادی ساعی دارنده مدال طلای تكواندو المپیك پكن و قهرمان المپیك آتن و همچنین از مراد محمدی قهرمان كشتی‌ و دارنده مدال برنز المپیك پكن دعوت كرد تا روز چهارشنبه در جلسه علنی مجلس حاضر شوند تا از آنان تقدیر و تشكر كند. وی افزود: از آنجا كه این قهرمانان در فضای سنگینی كه در چین بوجود آمده بود توانستند پرچم جمهوری اسلامی ایران را بالا ببرند و ملت ایران را خوشحال كنند، مجلس و نمایندگان مجلس وظیفه خود می‌دانند تا از این قهرمانان تقدیر كنند.

ارسال شده توسطمدير در تاریخ سه شنبه 12 شهريور 1387 - 12:41:42

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
یك روز از زندگی مرحوم پروفسور حسابی
 
          دکتر محمود حسابیصد و چهل سال پیش پسری در تفرش متولد شد که که نامش را "محمود" گذاشتند. در آن زمان به ذهن هیچ کس نمی رسید که سال ها بعد، او پایه گذار دانشگاه تهران، اولین محل تحصیل علوم جدید در ایران شود و جامعه مهندسی و علوم پیشرفته ایران را مدیون عزم و اراده ی خود کند. از آنجاکه هیچ کس به اندازه او در بنیان گذاری سازمان ها و نهادهای علمی و صنعتی کشور پیش رو نبود، به شایستگی لقب" مرد نخست ایران" را از آن خود کرد.او استاد شناکردن بر خلاف جریان رود اجتماع بود و صد البته چاشنی این مهارت چیزی نبود جز عشق و علاقه ی مفرط او به پیشرفت و توسعه ی همه جانبه ی میهن عزیزش. اینجاست که خواستن توانستن است ولی بسیاری از خواستن ها فقط و فقط با "عشق" به توانستن تبدیل می شود. پدر بزرگ ایشان از افراد سرشناس و برجسته ی هیئت وزیران و سفیر ایران در روسیه بود و مادر بزرگ وی نیز زنی مومن، مدبر و بسیار سرشناس بود به طوری که فرمان او در تمام تفرش، حتی در روستاها و شهرهای اطراف آن مانند ماستر و فراهان نیز ارج نهاده می شد. نسبت اصلی سید محمود از پدر و مادر، به حضرت امام سجاد برمی گشت و همه این عوامل و هوش و استعدادی  که ایشان از خود در دوران کودکی نشان می دادسبب می شد تا اطرافیان آینده درخشانی را برای او پیش بینی کنند.ایشان در سن 17 سالگی اولین مدرک تحصیلی خود را پس مشقت ها و غمهای فراوان از جمله گرسنگی، فلج شدن مادر و فقر و تنگ دستی، در رشته ادبیات کسب کرد اما چون این رشته در آن زمان بازار کار خوبی نداشت تصمیم گرفت رشته تحصیلی خود را تغییر دهد. 
[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ سه شنبه 12 شهريور 1387 - 12:36:00

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
چطور در زندگي تغيير ايجاد كنيم؟
 
          چطور در زندگي تغيير ايجاد كنيم؟
فكر مي‌كنيد چطور مي‌توانيم رفتار و زندگي مان را تغيير دهيم يا يك عادت بد را ترك كنيم؟
اگر  مي‌خواهيد مشكلات‌تان را حل كنيد، بايد براي تغيير عادت‌ها و روش‌هاي فكر كردن، برخورد فعال داشته باشيد. براي مثال، شما ممكن است بخواهيد وزن‌تان را كاهش دهيد و يا يك شغل بهتر پيدا كنيد و يا يك كار مشكلي را به انجام برسانيد و يا درصدد تغيير روابط تان با ساير افراد باشيد.
اين مشكلات سخت و زياد هستند. براي موفقيت در اجراي آنها مي‌توانيد از اين روش كمك بگيريد كه آنها را به هدف‌هاي كوچكتر تقسيم كنيد. از اولين موردي كه پيش مي‌ايد شروع كنيد. بعد از آن، هدف‌هاي جديد را مورد توجه قرار دهيد. شما نمي‌توانيد ليست كاملي از همه هدفهايي كه در حال تغيير هستند، تهيه كنيد.

[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 20:32:31

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
قدرت عجیب یک کودک
 
          قدرت عجیب یک کودک

کمی پس از آن که آقای داربی از "دانشگاه مردان سخت کوش" مدرکش را گرفت و تصمیم داشت از تجربه خود در کار معدن استفاده کند، دریافت که "نه" گفتن لزوماً به معنای "نه" نیست. او در بعد از ظهر یکی از روزها به عمویش کمک می کرد تا در یک آسیاب قدیمی گندم آرد کند.
[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 20:31:29

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
کلید شکست ها!
 
          کلید شکست ها!
۱) د‌ست از مقایسه خود‌ با د‌یگران برد‌ارید‌. هیچ کس و مطلقاً هیچ کس نیست که بتواند‌ د‌ر شما بود‌ن بهتر از شما باشد‌!
۲) سعی نکنید‌ همه را راضی نگهد‌ارید‌. وقتی تلاشتان راضی نگه د‌اشتن همهٔ افراد‌ باشد‌، د‌ر واقع محتاجید‌ که مورد‌ تأیید‌ آنها قرار بگیرید‌ و این به خاطر آن است که هنوز مورد‌ تایید‌ خود‌تان قرار نگرفته‌اید‌! راضی نگهد‌اشتن همه آد‌م‌ها غیرممکن است. عزت نفس را نمی‌توان از تایید د‌یگران به د‌ست آورد‌، اصولاً ارزشی که به تایید‌ د‌یگران وابسته باشد‌، ارزش محسوب نمی‌شود‌. نیاز به تأیید‌ د‌یگران مثل این است که بگویید‌ «من به تأیید‌ شما بیشتر اهمیت می‌د‌هم تا به نظری که خود‌م د‌رباره خود‌م د‌ارم!»
[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 20:29:35

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
ده کلید برای تقویت روحیه
 
          ده کلید برای تقویت روحیه
۱) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط در قرن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارائه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه، خواه از طریق اندیشیدن و تفکر، سعی کنید بعضی راه هایی را که باعث شناخت شما از خودتان می شود و این که چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید. چنانچه به این توصیه عمل کنید، بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.

[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 20:28:08

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
40گام موفقیت
 
          40گام موفقیت
1.آموزش بوسیله كتاب فقط یك نوع هوشمندی را پرورش می هد،بزرگترین روشنفكران آنهایی بودند كه ابتدا با عمل كردن چیز آموختند .
[ ادامه مطلب ]


ارسال شده توسطمدير در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1387 - 20:27:19

         ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ ارسال نظر0
برو به صفحه       >>  
تبليغات
softbanner6.gif

222225555888888.gif

ziarat1.jpg


home_hellat_pic_fa.jpg

y06fbe1frrvnwvqf849n.gif

cdhonar-english.gif

aryatabligh.jpg





Copyright(c) 2007 www.rahatkharid.com All right reserved
Technical Team:yda-co